(  پاییز ( ۱ ) - آواز باران
X
تبلیغات
رایتل
پاییز ( ۱ )  چاپ
تاریخ : یکشنبه 14 مهر‌ماه سال 1387

پاییز من

نزدیک می شود

برگ برگ. 

 

رویاها آرزوها

بر بستر حقیقت دفن می شوند

یکی یکی. 

 

 

رنگینه ها با زوزه باد

بر خاک می افتند

دانه دانه. 

 

برگ هایی که در رویای خورشید تن می سوختند

به شوق رهایی

متهورانه در فضا می رقصند

به پرواز در می آیند

ولی

به خاک می پیوندند. 

 

 

شاخه ها

بار ریخته

سبک

سر بر می افرازند

لخت

و آماده خم شدن

با شکوه سرمای سفید. 

 

حتی آنکه بی بار بود

و تواضع نمی شناخت

می داند

از خمیدن ناگزیر است! 

 

زمان تو را می ساید

و فراز تو را فرو می آرد

فرو

فروتر

تا که دیگر فراز نیست

همه چیز به یکی شدن می انجامد

به اجتماع

همه چیز با زمان پیوند می خورد

در دورنما دیگر تمایزی نیست

پیوند با روزگار

همراه فاصله شدن است. 

 

 

 

 فاصله؟؟؟!!!