(  قصه ای کاش ها ( ۳ ) - آواز باران
X
تبلیغات
رایتل
قصه ای کاش ها ( ۳ )  چاپ
تاریخ : جمعه 18 آبان‌ماه سال 1386

کاش یکی

 

 از پشت صورتک گم می شد

 

یکی

 

به راستی لبخندی تقدیم می کرد

 

یکی

 

به حدس گمان می کرد:

 

اشتباه از من است

 

یکی

 

آنچه را داشت می دید

 

نه آنچه دیگران دارند

 

یا ندارد

 

کاش خداوندگار

 

همین دم

 

امر محتوم را فرمان می داد

 

کاش دلم صدایم می کرد:

 

علی

 

این  از آن ماست!!!

 

 

کاش

 

آرزو پیدا نمی شد

 

مگر قبل از برآورده شدن

 

کاش

 

دعا خوانده نمی شد

 

مگر به یقین اجابت

 

کاش

 

مثل زندگی که با مرگ همراه است

 

شب که با نقره مهتاب

 

روز که با زر خورشید

 

ماهی با سیال آب

 

من

 

با تو همراه می شدم

 

نه همراه

 

که هم جان می شدم.