(  طلب - آواز باران
X
تبلیغات
رایتل
طلب  چاپ
تاریخ : پنج‌شنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1387

 

سقراط را همیشه درحال قدم زدن در بازار اصلی شهر می دیدند.

 

روزی یکی از شاگردانش پرسید: استاد ٫ از شما آموختیم یک حکیم زندگی ساده ای دارد. شما حتی یه جفت کفش از خود ندارید.

با این حال هر روز در بازار شهر در حال تحسین کالاها هستید. آیا اجازه می دهید پولی جمع کنیم تا بتوانید چیزی بخرید؟

 

سقراط پاسخ داد: هرچه را می خواهم دارم.

اما عاشق این هستم به بازار بروم تا ببینم بدون انبوه این چیزها هم چنان خوشنود خواهم ماند؟؟؟

 

«  دلم خواهد که هیچ نخواهم!!! »

 

در میان شما کیست که صد گوسفند داشته باشد و یکی از آنها گم شود که نود و نه را در صحرا وانگذارد و ازپی آن گمشده نرود تا آن را بیابد؟؟؟*

 

از دست داده ها و نداشته ها عزیزتر از داشته ها و به دست آورده ها ؟؟؟

 

« رسول اکرم ( ص ) : در زیر آسمان هیچ بتی بزرگ تر از هوای نفس وجود ندارد.‌»

 

 

* انجیل لوقا ٫ باب ۱۵ ٫ آیه ۴